مرتضى راوندى
137
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
هانرى كربن ، دانشمند فرانسوى ، دربارهء رازى مىنويسد : « رازى انبياء را فرستادهء خدا نمىدانست و معتقد بود كه بيدار كردن مردم وظيفهء فيلسوفان است ، ولى اسماعيليه برانگيختن و بيدار ساختن نفوس بشرى را فقط كار انبيا مىشمردند ، رازى با اين انديشه مخالفت مىكرد و مىگفت تمام افراد بشر مساوى و برابرند و قابل قبول نيست كه خداوند يكى از افراد بشر را برگزيند و وظيفه نبوت و هدايت ديگران را به او واگذارد . اين وظيفه نبوت جز آنكه نتايج شومى به بار آورد چه حاصلى دارد ؟ و جز جنگهاى خونين و باورهاى پوچ چه ثمرى به بار مىآورد . اسماعيليه مىگويند منظور از فرستادن انبيا هدايت انسانها به حقيقت يعنى به باطن اديان است . . . وانگهى آيا فيلسوفان بين خود اختلاف ندارند و مرتكب خبط و خطايى نشدهاند ؟ رازى در پاسخ به اين پرسشها ، مىگويد اين گفته نه به دروغ مربوط است و نه به خطا ، هريك از فلاسفه كوششها كردهاند و بر اثر آن به جاده صواب راه يافتهاند . لسينك ( Lessing ) بعدها گفت كه « تفحص و جستجوى حقيقت ، گرانبهاتر از حقيقت است . . . » « 1 » احترام فراوان رازى به عقل و خرد آدمى رازى از فلاسفه و متفكرين مادى ايران و در شمار كسانى است كه هيچچيز را به تقليد و تعبّد نپذيرفته بلكه براى پذيرش هر مطلب از عقل و استدلال مدد جسته است . وى در كتاب « مخاريق الانبياء » به ردّ مسألهء نبوّت پرداخته است و چون با تضعيف مسأله نبوّت مسالهء امامت نيز سست مىشود . « دانشمندان اسماعيلى بيش از همه درصدد رد و نقض رازى برآمدند ، از جمله حميد الدين كرمانى مشهور به حجّة العراقين كه از بزرگان دعاة اسماعيليه بود كتابى بهنام « الافوال الذهبيه » نوشت كه در آن از يك طرف به دفاع از ابو حاتم رازى ، گفتههاى او را در مباحثات فلسفى و كلامى با رازى ، تتميم و تكميل كرده از طرفى ديگر مستقيما عقايد اخلاقى رازى را در الطب الروحانى مردود جلوه داد . . . رازى در استفاده از انديشههاى پيشينيان به نقل قول اكتفا نكرده بلكه گفتار آنان را با انديشه ژرف و تفكر نيرومند خود آميخته است و به خوبى محسوس است كه رازى استقلال فكرى خود را حفظ كرده و نيز بيشتر مطالب را با نقدهاى فيلسوفانه همراه ساخته است . دانشمندانى كه دربارهء اخلاق فلسفى در اسلام تحقيق كردهاند به استقلال فكرى رازى و برجسته بودن او اعتراف نمودهاند . . . رازى در زمان حيات خود در برابر ايرادات بر طب
--> ( 1 ) . اقتباس از تاريخ فلسفه اسلامى ، ترجمهء دكتر اسد إله مبشرى ، از ص 178 به بعد .